1
دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات عربی دانشگاه شهید مدنی آذربایجان، تبریز، ایران
2
عضو گروه علمی ادبیات عرب جامعه المصطفی العالمیه مشهد، إیران.
10.22034/alr.2026.3787.1187
چکیده
روایتشناسی، بهعنوان یکی از کارآمدترین رویکردهای تحلیلی در مطالعات ادبی به بررسی ساختار درونی روایت، نحوه سازماندهی رخدادها و سازوکارهای نظام تولید معنا در متن می پردازد.
در این میان، الگوی الماسی لباو و والتسکی، به دلیل توانمندی در تفکیک مؤلفههای بنیادین روایتهای شفاهی، ابزاری کارآمد و دقیق برای بازخوانی ساختارهای روایی و تبیین روابط میان کنشها، شخصیتها و جهتمندی معنایی متن از جمله متون دینی فراهم آورده است. سوره مبارکه یوسف(ع) به پشتوانه پیوستگی کمنظیر ساختاری، وحدت موضوعی و تنوع رخدادها، بستری پویا برای تحلیلهای روایتشناختی محسوب میشود.پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف واکاوی هندسه روایی این سوره، مؤلفههای ششگانه «چکیده، جهتگیری، ارزشگذاری، کنش گرهافکن، کنش گرهگشا و پایانه» را بر اساس الگوی لباو و والتسکی استخراج و تحلیل کرده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اگرچه ساختار سوره با الگوی لباو و والتسکی انطباقِ ساختاریِ مطلوبی دارد، اما عنصر «ارزشگذاری» در این متن، نقش محوری در هدایتِ جریان معنایی، برجستهسازی گزارههای اخلاقی و عمقبخشی به کنشهای شخصیتها را بر عهده دارد. تبیین این کارکردها در نهایت به آشکارسازی لایههای پنهانِ دلالتهای متنی و بازنمایی ابعادِ هنری و ساختاری سوره یوسف(ع) منجر شده است.