<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>جستارهای ادب عربی</title>
    <link>https://alr.journals.hozehkh.com/</link>
    <description>جستارهای ادب عربی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Wed, 21 Jan 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل معنایی مصدر مؤوّل از حیث دلالت بر زمان در قرآن</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_874.html</link>
      <description>مصادر از پرکاربردترین اسلوب‌های زبان عربی هستند. در این میان مصدر مؤوّل به دلیل اینکه در کلام نقش‌های گوناگونی گرفته است و در جمله می‌تواند عمده یا فضله قرار بگیرد، از ظرفیت ساختاری برخوردار شده که کاربرد این نوع را در میان دیگر مصادر بیشتر کرده است. تنوّع حروف مصدریه نیز حاکی از تفاوت معنایی موجود در گونه‌های مختلف این ساختار است. از طرفی چون مصدر مؤوّل در اصل، فعلی بوده که تأویل به مصدر رفته است، نمی‌توان دلالت این اسلوب بر زمان را نادیده گرفت. در این میان دلالت زمانی مصادر مؤوّل کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در جستار حاضر سعی شده باتوجه‌به شواهد، دلالت زمانی مصدر مؤوّل با روش توصیفی - تحلیلی و رویکرد نحوی به‌صورت کتابخانه‌ای بررسی شود. در ابتدا به تعریف مصدر و تفاوت‌های مصادر پرداخته شده و سپس دلالت‌های حروف مصدریه مطالعه شده است. در نتیجه بررسی کاربست‌های مصادر مؤوّل، دلالت همه این مصادر بر وقوع یا احتمال وقوع حدث فعل مؤوّل در آینده به‌دست ‌آمده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هدف و تاثیر جایگزینی اسم ظاهر به جای ضمیر در فهم قرآن کریم</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_875.html</link>
      <description>گاهی کلام با توجه به نیاز مخاطب بر خلاف ظاهر حال و مخالف معمول بیان می‌گردد. قرار گرفتن اسم ظاهر به جای ضمیر از مصداق‌‌های بیان کلام خلاف مقتضای ظاهر حال است. اسم‌ ظاهر در بیان معنایش صریح است، می‌تواند منظور گوینده را به مخاطب بفهماند. و چون در ضمیر ابهام وجود دارد، نمی‌تواند اثر اسم ظاهر را داشته باشد. در این مقاله با عنوان &amp;amp;laquo;قرار گرفتن اسم ظاهر به جای ضمیر و نقش آن در فهم قرآن کریم&amp;amp;raquo; که به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده است، نقش قرار گرفتن اسم ظاهر به جای ضمیر در فهم قرآن کریم در کلام مفسران بررسی می‌شود. و از دستاوردهای تحقیق این است که جانشینی اسم ظاهر به جای ضمیر نتایجی از قبیل تعیین مصداق، بیان علت، اثبات معرفت، رفع اشتباه در فهم آیه، بیان ویژگی یک واقعه تاریخی، غرض ثانوی را به دنبال دارد. هر کدام از این موارد به فهم قرآن کمک می‌کند و ابهام در فهم آیه را بر طرف می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل صرفی- معناشناختیِ وجوهِ افتراقِ دلالی در افعال هم‌ریشۀ ثلاثی مزید (با تمرکز بر افعال پرکاربرد)</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_876.html</link>
      <description>در دانش صرف، اشتراک معنایی میان برخی ابواب مشهور ثلاثی مزید امری پذیرفته‌شده است؛ اما دقت در کاربستِ این افعال در متون فصیحی همچون قرآن کریم، نشان می‌دهد که انتخاب هر باب با هدفِ افادۀ ظرایف معناییِ متمایزی صورت گرفته و ترادفی در میان آن‌ها برقرار نیست. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که با وجود اشتراک ظاهری در نامِ معنا، چه وجوهِ افتراقِ دلالی و کارکردی میان افعال هم‌ریشه در ابواب مختلف وجود دارد؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه‌ای (لغوی، ادبی و تفسیری)، ضمن گذر از تعاریف اولیۀ صرفی، به واکاوی لایه‌های معنایی پنهان و کارکردهای دقیق این ابواب پرداخته است. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که اشتراک در نام معنا، لزوماً به معنای یکسانیِ دلالت نیست؛ چنان‌که در معنای &amp;amp;laquo;مبالغه&amp;amp;raquo;، میان ابواب مختلف سلسله‌مراتب شدت و ضعف (اعم و اخص) برقرار است. در معنای &amp;amp;laquo;مطاوعه&amp;amp;raquo;، برخلاف نگاه رایج، باب انفعال دلالت بر پذیرشِ تکوینی و بدون اختیار دارد، درحالی‌که این معنا در باب افتعال با نوعی تکلّف و اختیار همراه است. همچنین تحلیل‌های جستار نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;مشارکت&amp;amp;raquo; در ابواب مفاعله، تفاعل و افتعال از منظرِ نحوه‌ دخالت فاعلَین (یک‌سویه یا دوسویه بودنِ عاملیت) متفاوت است. در معنای &amp;amp;laquo;تکلّف&amp;amp;raquo; نیز، باب تفاعل بیشتر برای تظاهر (بدون رغبت قلبی) و باب تفعّل برای تحمل همراه با رغبت به کار می‌رود. نهایتاً در معنای &amp;amp;laquo;صیرورت&amp;amp;raquo;، باب افعال بیانگر تغییر جزئی و سایر ابواب نشان‌دهنده‌ دگرگونی ماهوی و کلی هستند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جلوه‌های التزام انسانی در سروده «الحرب و السلم» کاظم السماوی</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_878.html</link>
      <description>پرداختن به مسأله جنگ و صلح و آثار روانی و فیزیکی آن همواره موضوعی مورد بحث در دنیای شاعران متعهّد بوده است. در این سروده‌ها، شاعران می‌کوشند تصویری زنده از جنگ ارائه دهند و با قلم هنرمندانه خود آثار سوء این پدیده انسانی شوم را به تصویر بکشند و در پرتو بیان شاعرانه خویش مردم را از وقوع جنگ بر حذر دارند. در کنار مفهوم مذکور، به تصویر کشیدن دنیای سرشار از امید و آرزو در زمان صلح، دیگر هدف شاعران متعهد در این سروده-ها است. قصیده &amp;amp;laquo;الحرب و السلم&amp;amp;raquo; سروده کاظم السماوی، شاعر توانمند معاصر عراق است که شاعر در آن با نگاهی فرامرزی اوج دردمندی خود نسبت به وقوع جنگ و آثار و نتایج ویران‌گر آن در هر مرز و دیاری را نشان می‌دهد. وی در این سروده با هنرمندی تمام دو دنیای متفاوت از جنگ و صلح ارائه می‌دهد. بدین ترتیب که: نخست به بازنمایی تصاویر دردناکی از جنگ و آثار مخرب آن و نیز تعریض به عاملان آن و نیز اوضاع نابسامان مردم پس از جنگ می‌پردازد و ضمن پرداختن به برخی مضامین دیگر، در پایان مردم را به صلح و اتّحاد دعوت می‌کند و به بازگشت جنگ هشدار می‌دهد. نگارندگان در این جستار به دنبال آن بوده‌اند تا به شیوۀ توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی، توانایی سماوی را در تصویرسازی دو پدیده جنگ و صلح به نمایش بگذارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد استفاده از واژگان و عباراتی مناسب، استفاده از نمادها، استعاره‌ها و عبارات کنایی از جمله عوامل ادبی مؤثّر در تصویر آفرینی موفق این سروده بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>برساخت آسیب‌های اجتماعی زنان در رمان یومیات مطلقه هیفاء بیطار بر اساس رویکرد چهارگانه الین شوالتر</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_879.html</link>
      <description>ابعاد چهارگانه الین شوالتر، این فرصت را برای نقد نوشتارهای زنانه فراهم می‌آورد تا با اتکا بر آن بتوان جایگاه زنان و سنت نوشتاری آنها را در متون ادبی مورد بررسی قرار داد. هیفاء بیطار رمان‌نویس معاصر سوری رمان‌های قابل توجهی درباره مسائل زنان از خود به یادگار گذاشته و در آثارش از جمله داستان یومیات مطلقه اوضاع زنان جامعه سوریه را به تصویر کشیده است. از این‌رو پژوهش حاضر با روش تطبیقی- تحلیلی بر آن است تا با واکاوی رمان مورد نظر تصویر روشن‌تری از وضعیت زنان، ایده‌‌ها و آرمان‌های آنها بدست آورد. از یافته‌های تحقیق استنباط می‌شود که پرداختن به سطوح زیست‌شناختی، فرهنگی، روانی و زبانی مورد توجه این نویسنده بوده است. وی در کاربرد مؤلفه‌های زبانی مطابق با قواعد نوشتار زنانه عمل کرده و به تقویت گفتمان زنانگی پرداخته است. افزون بر آن مسائل مربوط به طلاق، ارتباط با مردان و ویژگی‌های مادرانه از نگاه روانی و توجه منتقدانه به تسلط تاریخی مردان بر زنان از منظر فرهنگی، انعکاس خاصی در متن روایی او داشته است. در زمینة مسائل زبانی و ساختاری نیز بسامد بالای واژگان زنانه، جملات کوتاه و جزئی‌نگری به متن داستانی او تشخّص ویژه‌ای بخشیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>واکاوی تکنیک‌های جریان سیال ذهن در رمان نزوة الموتی اثر شاکر نوری</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_884.html</link>
      <description>جریان سیال ذهن اصطلاحی روان‌شناسی است که وارد ادبیات گردید و به عنوان شیوۀ روایتی شناخته شد که نویسنده از آن‌ در رمان‌های روان‌شناسانه استفاده کرد و محتویات ذهن شخصیت‌های داستان را به کمک زاویه دید درونی برای مخاطب روایت می‌کرد. نزوة الموتی اثر شاکر نوری نویسندۀ عراقی است که موضوعی روان‌شناسانه دارد و شخصیت اصلی آن غرق در جهان درون خود است و نویسنده به کمک تکنیک‌های جریان سیال ذهن درون ذهن قهرمان داستان را برای مخاطب توصیف می‌کند. پژوهش حاضر می‌کوشد با روش توصیفی و تحلیلی و ارائۀ نمودار آماری بازتاب تکنیک‌های جریان سیال ذهن همچون تک‌گویی درونی، همزمانی، حدیث نفس و تداعی آزاد رؤیا را در این رمان بررسی کند و نقش آن‌ها در فرایند روایت حوادث داستان نشان دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که نوری به کمک تکنیک‌های ذکر شده و با تغییر مکرر زاویه دید از بیرونی به درونی به مخاطب این امکان را می‌دهد تا به شکل مستقیم وارد ذهن قهرمان داستان شود و از محتویات ذهن او و احساسات و اندیشه‌هایش آگاهی یابد و سیر حوادث داستان را از درون ذهن او دنبال کند و به نوعی در فرایند روایت داستان نقشی مثبت ایفا کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی سیر تطور برداشت‌های مفسران فریقین از پنج واژه غریب قرآنی (ولیجة، حفدة، هامدة، مشکاة، افک) با تکیه بر مبانی لغوی</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_883.html</link>
      <description>واژگان غریب قرآنی از مهمترین موضوعات و مسائل قرآن شناسی و قرآن پژوهی از آغاز نزول قرآن در میان زبان شناسان و مفسران بوده است. مفسّران غالباً با نگاهی تفصیلی و دقت بیشتر به این واژگان پرداخته اند تا کارکرد زبانی و تفسیری این واژگان را به طور شفاف بیان کنند. این مقاله در صدد است به بررسی پنج واژه غریب قرآنی در تفاسیر قران کریم وفرهنگ لغت عربی بپردازد. این تفاسیر به طور متنوع از تفاسیر شیعه و اهل تسنن و همچنین تفاسیر قدیم و جدید انتخاب شده است. هدف مقاله با تکیه بر روش توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی، بررسی سیر تحول و تطور برداشت‌های تفسیری مفسران شیعه و اهل سنت از این پنج واژه، و تحلیل چگونگی استنباط و بسط مفهومی این واژگان در بستر تاریخ تفسیر، از آغاز تا دوره معاصر است. نتیجه نشان می دهد که تفاسیر ابتدایی غالباً کوتاه و به شکل مصداقی به تبیین معنای واژگان و تفاسیر میانی با پختگی بیشتر و تفاسیر جدید با بیان جنبه های تازه و ظرافت بیشتر معنای واژگان مورد نظر را تبیین کرده اند. تفاسیر اهل تسنن غالباً با محوریت روایات و تفاسیر شیعه با محوریت روایات و بافت و سیاق آیات قرآنی به تبیین معنای واژگان پرداخته‌اند. بررسی فرهنگ‌های لغت عربی نیز نشان می‌دهد که این واژگان از ریشه‌های معنایی مشترکی چون &amp;amp;laquo;دخول&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;سرعت در خدمت&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;خاموشی و سکون&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;محفظه نور&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;واژگون‌سازی حقیقت&amp;amp;raquo; برخوردارند که سیر تطوّر معنای تفسیری آنها بر همین معانی استوار شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی لایه‌ایِ دعای مجیر</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_877.html</link>
      <description>دعای مجیر از جمله ادعیه مأثور است که با وجود جایگاه آیینی و رواج گسترده در سنت عبادی شیعه، کمتر به‌صورت نظام‌مند و علمی از منظر زبان‌شناسی و سبک‌شناسی بررسی شده است. اغلب پژوهش‌های موجود به شرح مفهومی یا فضیلت‌محور این دعا بسنده کرده‌اند و تحلیل‌های زبانی عمیق، به‌ویژه با رویکرد سبک‌شناسی لایه‌ای، در این حوزه با خلأ جدی مواجه است. ازاین‌رو، مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی این پرسش است که دعای مجیر چگونه در سطوح مختلف زبانی، از آوا تا معنا و کاربرد، سازمان می‌یابد و این سازمان‌یافتگی چه نقشی در تأثیرگذاری نیایشی و تجربه قدسی مخاطب ایفا می‌کند. ضرورت این پژوهش از یک‌سو به کمبود مطالعات سبک‌شناختی منسجم درباره متون دعایی بازمی‌گردد و از سوی دیگر، به ظرفیت بالای دعای مجیر برای تحلیل زبان دین در پیوند با تجربه زیسته نیایش مربوط است. هدف پژوهش، تبیین ویژگی‌های سبکی دعای مجیر در پنج سطح آوایی، واژگانی، صرفی، نحوی، معنایی و کاربردی و نشان‌دادن پیوند این سطوح با کارکرد آیینی دعاست. پرسش اصلی تحقیق آن است که هر یک از این لایه‌ها چگونه در خدمت ساخت تجربه استغاثه، تنزیه و توکل قرار می‌گیرند. روش پژوهش توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر سبک‌شناسی لایه‌ای است. نتایج نشان می‌دهد که دعای مجیر در سطح آوایی بر موسیقی درونی، تکرار واج‌ها و ریتم تنفسی استوار است؛ در سطح واژگانی، شبکه‌ای متوازن از صفات جلالی و جمالی می‌سازد؛ در سطح صرفی، با غلبه اسم فاعل و صیغه‌های مبالغه، فاعلیت و اطلاق صفات الهی را برجسته می‌کند؛</description>
    </item>
    <item>
      <title>هویت معضلات اجتماعی در رمان برید اللیل هدی برکات، بر اساس نظریه جامعه شناختی جورج لوکاچ</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_880.html</link>
      <description>داستان‌‌ها گاهی بازتاب اندیشه و نوع کنش‌های اجتماعی رایج در آن جامعه است. لذا مطالعه آثار داستانی، ضمن روشن کردن بخشی از دیدگاه‌های نویسنده در خلال متن، موید و روشنگر رویکردهای مثبت و منفی افعال فردی و اجتماعی افراد جامعه است. رمان بریداللیل داستانی است که از طریق نامه‌های گمشده روایت می‌شود. مضمون اصلی کتاب، تبعید، بی‌خانمانی و تنهایی است و نویسنده درآن به سبک نامه‌نگارانه روایت‌های مختلف را به هم پیوند زده‌است. مقاله حاضر متکی بر روش تحلیلی ـ توصیفی و با مطالعه متن رمان برید‌الیل هدی برکات و با تکیه بر آرای جورج لوکاچ پیرامون مسائل اجتماعی نوشته شده است. رمان برید‌اللیل هدی برکات نمونه‌ای از رئالیسم انتقادی است که مشکلات اجتماعی را از دیدگاه شخصیت‌های آواره و سرگردان به تصویر می‌کشد. این شیوه باعث می‌شود که خواننده به  درک چندلایگی عمیق جامعه پی ببرد و درک عمیق‌تری از بحران‌های اجتماعی داشته باشد. این رمان نه تنها بازتابی از مشکلات اجتماعی معاصر است بلکه با رویکردی انتقادی خواننده را به تفکر درباره ساختارهای اجتماعی و پیامدهای آن وامی‌دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی شخصیت های رمان ابومسلم الخراسانی جرجی زیدان با تکیه بر نظریه قدرت میشل فوکو</title>
      <link>https://alr.journals.hozehkh.com/article_881.html</link>
      <description>رمان های تاریخی جرجی زیدان، به‌ویژه ابومسلم الخراسانی، بستری غنی برای بررسی تعامل میان روایت ادبی و سازوکارهای قدرت‌اند. این مقاله با رویکرد تحلیل‌گرایانه بر پایه نظریه گفتمان و قدرت میشل فوکو، به واکاوی شخصیت‌پردازی در این اثر می‌پردازد . فوکو قدرت را نه تنها در ساختارهای حکومتی ، بلکه در گفتمان‌های پنهان و نهادینه شده در زبان و روایت می‌بیند. در این راستا شخصیت ابومسلم خراسانی به عنوان عاملی تاریخی و اسطوره‌ای در بستر گفتمان‌هایی چون مقاومت، مشروعیت بخشی، سرکوب و نظم سیاسی بازنمایی می‌شود یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که زیدان با بکارگیری عناصر روایت تاریخی و زبان ادبی، ابومسلم را به صورت سوژه‌ای دوگانه تصویر می‌کند: از یک سو نماینده گفتمان مقاومت و قهرمان توده ها و از سوی دیگر عنصری تهدیدآمیز برای نظم نوپای خلافت عباسی. این دوگانگی باعث می‌شود که شخصیت ابومسلم در طول روایت هم به عنوان عامل تحول گفتمانی عمل کند و هم قربانی حذف گفتمانی گردد. همچنین روابط میان شخصیت ها، از جمله ابومسلم و خلفای عباسی، بر محور تعاملات قدرت و بازتولید سلسله مراتب سیاسی شکل می‌گیرند. علاوه بر این، زبان روایت به عنوان ابزار اعمال و تداوم قدرت عمل می‌کند و به طور نظام‌مند شخصیت ها را درون چارچوب های گفتمانی تثبیت یا حذف میکند.در مجموع شخصیت پردازی در این رمان که بازتابی صرف از تاریخ، بلکه ساختاری پیچیده از مناسبات قدرت و شکل گیری سوژه در متن گفتمان های ایدئولوژیک است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
