هویت معضلات اجتماعی در رمان برید اللیل هدی برکات، بر اساس نظریه جامعه شناختی جورج لوکاچ

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری زبان و ادبیات فارسی، مدرس دانشگاه فرهنگیان

2 استادیار دانشگاه فرهنگیان

10.52547/alr.2026.2854.1101

چکیده

داستان‌‌ها گاهی بازتاب اندیشه و نوع کنش‌های اجتماعی رایج در آن جامعه است. لذا مطالعه آثار داستانی، ضمن روشن کردن بخشی از دیدگاه‌های نویسنده در خلال متن، موید و روشنگر رویکردهای مثبت و منفی افعال فردی و اجتماعی افراد جامعه است. رمان بریداللیل داستانی است که از طریق نامه‌های گمشده روایت می‌شود. مضمون اصلی کتاب، تبعید، بی‌خانمانی و تنهایی است و نویسنده درآن به سبک نامه‌نگارانه روایت‌های مختلف را به هم پیوند زده‌است. مقاله حاضر متکی بر روش تحلیلی ـ توصیفی و با مطالعه متن رمان برید‌الیل هدی برکات و با تکیه بر آرای جورج لوکاچ پیرامون مسائل اجتماعی نوشته شده است. رمان برید‌اللیل هدی برکات نمونه‌ای از رئالیسم انتقادی است که مشکلات اجتماعی را از دیدگاه شخصیت‌های آواره و سرگردان به تصویر می‌کشد. این شیوه باعث می‌شود که خواننده به درک چندلایگی عمیق جامعه پی ببرد و درک عمیق‌تری از بحران‌های اجتماعی داشته باشد. این رمان نه تنها بازتابی از مشکلات اجتماعی معاصر است بلکه با رویکردی انتقادی خواننده را به تفکر درباره ساختارهای اجتماعی و پیامدهای آن وامی‌دارد.

کلیدواژه‌ها